دو تا متن نوشتم و هردوبار پاکش کردم. نمیدونم چرا بعضی موقع ها میخوام یه چیزی بنویسم اما بعدش مردد میشم و پاکش میکنم. مستر رفته سرکار منم رو تخت دراز کشیدم و فکرم پرا از هیچ و پوچه. چندروز پیش یه دوست قدیمی بعد از مدتها زنگ زدم خیلی خوشحال شدم و خودمم خوشحالتر شدم. زندگی میتونه همینقدر ساده گرفته بشه تا قشنگ بشه. اما خب مسئله اینه ماها خیلی هامون حتی دل و دماغ این ساده گرفتنو هم نداریم. دلمون میخواد دراز بکشیم یه جا به رویاهامون فکر کنیم و وقتی از جامون بلند شدیم رویاها برآورده شده باشن.
اما من یه هدف بزرگ دارم امثال که باید بهش برسم برای همینم نمیخوام چشمامو ببندم و فقط بهش فکر کنم، دارم براش تلاش میکنم.
برچسب:
نویسنده: نرگس کمالی