خرید بک لینک

قراره برم یزد: نزدیک اربعین. خاطراتم تجدید میشه. اینروزا چیزی خوشحالم نمیکنه. سرکار بهم سخت میگذره. یه کار مهم باید انجام بدم اما اصلا حالشو ندارم چون فکر کردنیه و من هم اصلا تمرکز ندارم. اما به هرحال مجبورم که انجامش بدم چون زیاد وقت ندارم. دلم خیلی برای مامان تنگ شده. آبان عروسی خواهر هستش. باید اونموقع هم کلی خرج کنم.هزینه های رفت و آمد و کادو و ... .

نمیتونم ادامشو بنویسم. فعلا...

برچسب: نویسنده: نرگس کمالی تاريخ: چهارشنبه 1 آبان 1398 ساعت: 9:36

صفحه بندی