خواب دیشبم - تاریخ: 1401/11/30 ساعت: 19:59
دیشب خواب مص دیدم، عجیب بود که تو خوابم بود چون من مدتهاست بهش فکر نمیکنم چون قکر مهمتری دارم .فعلا کسی تو زندگیم هست که برای من بهتره. بگذریم . خواب دیدم مص را بغل کردم ب وس ی دم و اون نگاهی با چشمهایی سراسر غم بهم کرد و گفت خیلی دوست دارم اینکارو میکنی. ولی توی خواب انگار دچار دوگانگی بود بین اینک...
زول - تاریخ: 1401/10/29 ساعت: 12:44
چقدر دلم میخواد با مص حرف بزنم کاش بود نیاز دارم زل بخورم الان خیلی حالم بده سر این قضیه پیش اومده
لاک مشکی - تاریخ: 1401/10/29 ساعت: 12:44
لاک مشکی زدم روشم برق لاک، خیلی خوشگل شده دوسش دارم. البته چون نتونستم زبان بخونم لاک زدم تا یکم ذهنم آروم شه، تا کتاب زبانو میگیرم دستم معدم ترش میکنهفردا برای ناهار با تپلی میریم بیرون یه هوایی بخورم برام خوبه ظهر رفتم موهامو چتری زدم، قبلش رفتم ساندویچ بخرم وقتی داشتم از پیاده رو میرفتم تا به اون...
من و خوابای این روزام - تاریخ: 1401/10/29 ساعت: 12:44
چند وقت بود اصلا وقت نکرده بودم به وبلاگم سر بزنم . امروز بالاخره تونستم بیام. کامنتای شما دوستای مهربونم خوندمو خوشحال شدم. اون دوست وبلاگیمم دوباره برگشته و خداروشکر فعلا حالش خوبه و منم با دیدن کامنتش خوشحال شدم . چند شب هست خوابای عجیب و غریب میبینم. جالب اینجاست توی همه ی این خوابای عجیب و غریب...
کلافگی - تاریخ: 1401/7/2 ساعت: 8:13
این یکی دو روزه خیلی کلافه بودم، یه اتفاقایی افتاد: خاطره هم که با کوچکترین چیزی جوو متشنج میکنه و اعصاب خوردیشو تا روزها ادامه میده و البته خودشم مریض میکنه با این خلق و خویی که داره. من از اون وقتی که یادمه خلقش نوسانی و مشکل دار بود به اضافه ی حالت های افسردگی و پرخاشگری. ولی چاره چیه باید تحمل ک...
خالی - تاریخ: 1401/7/2 ساعت: 8:13
خالی ام از همه چیز ذهنم انگار توی دغدغه های الکی گیر کرده مونده پس فردا باید برم در حالی که آماده نیستم
باگ - تاریخ: 1401/6/26 ساعت: 13:32
وقتی دلت میخواد آلمانی بخونی ولی گوشیت شارژ نداره و قراره یکساعت و 12 دقیقه طول بکشه تا شارژ بشه. عن تو این شانس. این شارژ تموم کردن باگ تکنولوژیِ. چی میشه همینطور که دستمونه با حرارت دستمون روشن بمونه و اصلا نیاز به شارژ نداشته باشه.دلم برای نی نی خواهرم تنگ شدهدلم یه شب پاییزی بارونی تو کلبه ی چوب...
هیچ - تاریخ: 1401/6/26 ساعت: 13:32
یه مدت اصلا وقت نکردم بیام اینجا. همش یا درگیر آلمانی خوندن بودم یا دستم به یه کار دیگه بند بوده. هنوز اصفهانم و احتمالا یکم مهر برمیگردم تهران . امشب قراره نی نی اجی بیاد اینجا. ممنون میشم اگه کسی که تجربه ی خوندن زبان آلمانی و ازمونشو داره برام اینجا کامنت بذاره و راهنماییم کنه . چون من تازه شروع ...
متاسفانه - تاریخ: 1401/6/26 ساعت: 13:32
متاسفانه کاری که دوست نداشتم انجام دادم : حال روحیم اصلا خوب نبود یه زولپیدم خوردم . فکر کنم حال همه ی دوستای وبلاگیم زیاد خوب نیست، از فضای وبلاگشون میشفهمم Adblock test (Why?)
نی نی - تاریخ: 1401/5/17 ساعت: 8:06
نی نی داره میاد خونمون اون کوچولو گردو هم داره میاد، یه زنگ بزنم ببینم کجای راهن
امروز - تاریخ: 1401/5/17 ساعت: 8:06
امروز اگه نی نی اینجا نبود قاطعانه میگفتم که روز بدی بود. ولی خب چون نی نی اینجاست پس تعدیل شد. اما به هرحال امروزو دوست نداشتم. شوهر ف هم امروز اومد اینجا. همه درد و غم و رنجهایی که تو دلم گذاشتن یادم اومد و دلم اساسی شکست دوباره با یادآوریش. بعد از ازدواجشون این اولین باری بود که من خونه بودم و او...
پروفایل - تاریخ: 1401/5/17 ساعت: 8:06
صدای نی نی از اتاق بقلی میومد که نمیخوابید و اذیت میکرد مامانشو. رفتم گرفتمش خوابوندمش و اومدم. خیلی دوسش دارم.یه دقیقه قبل عکسهای مص رو نگاه میکردم. دلم یهو براش اندازه ی هرچی که تو این دنیاست تنگ شد. وقتی عکساشو نگاه کردم دیدم خاک داره میگیره خاطراتمونو دلم گرفت. عزیز دلم چطور رهام کردی چطور، دلم ...
روز بی برنامه - تاریخ: 1401/3/27 ساعت: 20:02
امروز از اون روزاست که کاملا بی برنامه هستم........عروسی ف کنسل شده فعلا و من هفته ی دیگه میرم خونه یه سر به مامان میزنم و برمیگردماحساس خواب الودگی دارم   Adblock test (Why?)
گ مثل گذشته - تاریخ: 1401/3/27 ساعت: 20:02
وقتی گذشته رو مرور میکنم خیلی چیزای دلگیر توش هست. بخصوص عالم بچگی و اون وضعیتها. بابا چقدر عصبی بود سرکار نمیرفت و وضع مالیمون خیلی بد بود. به سختی میگذروندیم. مامان هم انگار ضعف اعصاب گرفته بود و تحمل مارو نداشت. همش میخوابید و وقتی هم بیدار میشد غر میزد یا دعوامون میکرد. ما قوی بودیم که تو اون شر...
فردا من و مستر سنجد - تاریخ: 1401/3/27 ساعت: 20:02
فردا قراره مستر سنجدو ببینم....
تولدمه - تاریخ: 1401/3/3 ساعت: 9:05
امروز مثلا روز تولدمه. سوت و کور و تنها نشستم تو خونه. مثل همیشه. دیشبم خودم تنهایی رفتم پارک یه قدمی زدم. افسوس که اونکه باید باشه نیست.دیشب یه درخواست تو آپ ه دادم طرف قبول کرد حالا باید منتظر تماس باشم ببینم چی میشه. شاید خداوند به من هدیه ای داد برای تولدم. فکر میکردم مص تولدمو تبریک میگه اما نگ...
بعد از روز تولدم - تاریخ: 1401/3/3 ساعت: 9:05
بعد از روز تولدم درون من خیلی چیزا عوض شد. تصمیم گرفتم سبک زندگیمو عوض کنم. خیلی چیزارو رها کردم. من آدم دیگه ای شدم.فراموش کردم اینجا بنویسم روز تولدمو م ح تبریک گفت. حالش بهتره نسبت به قبل. منم چیزی نگفتم ایندفعه و دوباره باهاش اوکی هستم. اما خب هیچ چیز مثل قبل نمیشه. این دو هفته که گذشت آخر هفته ...
و من یاد گرفتم.... - تاریخ: 1401/3/3 ساعت: 9:05
تو هیمن دو هفته ای که از تولدم گذشت و سبک زندگیمو عوض کردم خیلی چیزا یاد گرفتم که ای کاش قبلا یاد میگرفتم. افسوس که زندگی همیشه اون چیزیو که باید یاد بگیری سر وقتش بهت یاد نمیده.  الان که تجربه ی بیشتری دارم تازه فهمیدم مص چقدر مرد بود. خیلی ها الان نیم مرد هستن ولی اون یه مرد واقعی بود یه پسر کامل....
قرار بود یک هفته تعطیل باشیم - تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 1:11
قرار بود یک هفته کار تعطیل شه که متاسفانه لحظه ی اخر کنسل شد و خیلی ضد حال خوردم. تصمیم دارم با تور برم یه جای تفریحی . برم بگردم تور پیدا کنم . شب دوباره پست میذارم Adblock test (Why?)
و من.... - تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 1:11
و من امروز فهمیدم این همه خستگی که دارم علتش چیه. اینا همش خستگی کار نیست. بلکه روحم دچار فرسودگی شده و بهم سخت میگذره اما از بس میخوام قوی باشم متوجه نیستم. خیلی همه چیز تحملش برام سخت شده. قشنگ معلومه تاثیر چیه. افسوس جمعه با م م رفتیم ونک بیلیارد بازی کردیم. من خیلی دوست داشتم برم. هرچند ترجیح می...

برچسب‌های محبوب

کافی نت